شعری از رامین مظهر

شعری از رامین مظهر

تاریخ‌ها، افسانه‌ها آتش گرفتند با خنده‌ات دیوانه‌ها آتش گرفتند یک شب تو در می‌خانه‌های شهر گشتی آن‌شب همه می‌خانه‌ها آتش گرفتند با ساز تانگو رقص کردی بین میدان سرها بروی شانه‌ها آتش گرفتند آواز تو بر شاخه‌های سرو پیچید گنجشک‌ها در لانه‌ها آتش گرفتند اول تمام خانه‌ها ویرانه...

ادامه مطلب...
جهانی از تخیل و جهانی از واقعیت/ نگاهی به رمان درویشِ پنجم

جهانی از تخیل و جهانی از واقعیت/ نگاهی به رمان درویشِ پنجم

«... یلدوز، افسانه‌یی‌تر شده بود؛ جادویی‌تر شده بود. می‌پنداشتم که او وزن ندارد. می‌پنداشتم که در هوا راه می‌رود. می‌پنداشتم که از در و دیوار می‌گذرد... می‌پنداشتم که نیرویی شگفت و جادویی دارد. می‌پنداشتم که می‌تواند با یک اشاره، جوی...

ادامه مطلب...
نقدی بر رمان “مسخ” اثر کافکا

نقدی بر رمان “مسخ” اثر کافکا

رمان مسخ از آن‌جایی آغاز می‌شود که گره‌گوار سامسا از خواب آشفته‌یی می‌پرد و خود را در حالی می‌یابد که به حشره‌یی تمام‌عیار تبدیل شده است. گره‌گوار آشفته و پریشان از ظاهر وحشتناک خود به اطراف نگاه می‌کند تا از...

ادامه مطلب...
برای  فرخنده که در  انفجارِ جهالت جان داد!

برای فرخنده که در انفجارِ جهالت جان داد!

چه سنگین است نام زخمی‌ات بر روی دفترها صدا کردی صدا، اما به رویت بسته شد درها لب دریای کابل در حریر شعله پیچیدی به دست دشمنانت نه، به دستِ نابرادرها لب دریای کابل سوختی، لرزید کوهستان سیه پوشید شام مرگِ تو خیلِ کبوترها لب دریای...

ادامه مطلب...
راز هنر در اندیشۀ فیلسوف بدبین

راز هنر در اندیشۀ فیلسوف بدبین

رازهایی در هستی وجود دارند که تا زمانی که در بند مفاهیم فلسفی و دلایل منطقی هستیم، نمی‌توانیم به سر و حقیقتِ نهفته در آن پی ببریم و تنها با حقیقتِ هنری است که آن رازها نقاب برمی‌اندازند. هرگاه به یاری...

ادامه مطلب...
Page 4 of 250« First...23456...1020304050...Last »