چه‌گونه زمان و سیاست را مدیریت کنیم؟

ملک ستیز/ سه شنبه 27 سرطان 1396/

– ساختار(نهادهای دولتی) را نظر به نیازمندی‌های عینی جامعه هم‌آهنگ سازید. ساختارها را طوری فعال سازید که امنیت اقتصادی به بار آورند. امنیت اقتصادی زمینه‌ساز امنیت سیاسی خواهد شد. توجه زیاد به امنیت سیاسی و کم‌بها دادن به امنیت اقتصادی جامعۀ جنگ‌محور به بار می‌آورد. نبود توازن میان امنیت سیاسی و اقتصادی، امنیت اجتماعی و فرهنگی جامعه را به شدت آسیب می‌رساند.
– راهکارهای کارا و هم‌دیگرپذیر را برای هم‌گرایی وهم‌کاری این ساختارها پیوند زنید. نهادهای امنیتی باید زمینه‌ساز نهادهای اقتصادی شوند. هر زمانی که ساختارهای اقتصادی از نبود امنیت فلج می‌شوند، مقصر نهادهای امنیتی هستند؛ زیرا اقتصاد ملی که جوهر منافع ملی است آسیب می‌بیند. پس مسوولیت این دو سکتور مهم باید گرهگاه امنیت ملی باشد.
– شخصیت‌های حرفه‌یی، متعهد و میهن‌دوست را بر رأس این ساختارها و راهکارها بگمارید. مداخله‌گران تبارگرا، تنظیم‌گرا و سیاست‌زده‌گان فرسوده را به این محور راه ندهید.
ـ کانون نظارتی بر عمل‌کرد ساختارها را شکل دهید تا از نحوۀ کار و استفاده از منابع به‌ شما گزارش‌دهیِ پایدار کنند. شاخص‌های اندازه‌گیری «تغییر» را برای همه ساختارهای دولت شکل دهید تا میزان تأثیرگذاری آن‌ها را در جامعه اندازه‌گیری کنند. شاخص‌های تغییر باید جوهر هر گزارش باشد. این شاخص‌ها پی‌آمدهای کاری هر وزیر شما را بیان می‌کنند.
– مدیران ساختارها را بر بنیاد پی‌آمدها در شاخص‌های تغییر مکافات و یا مجازات کنید. شاخص‌ها به شما می‌گویند کدام ساختار چه‌گونه مدیریت می‌شود. شاخص‌های کمی و کیفی سرنوشت هر نهاد را تعیین خواهد کرد.
– سیاست رابطۀ خودکار و پایدار را با ساختار‌ها، کانون‌های نظارتی و راهکارها برقرار کنید. شما نیازی ندارید در هر نشستی از وزرا گزارش گیرید. شاخص‌ها همه چیز را روشن بیان می‌کنند. وظیفه شما ارایه توصیه‌ها بر وزرا بر بنیاد شاخص‌های تغییر است.
– منابع ساختارهای دولتی را از طریق منابع حرفه‌یی آن به دسترس جامعه قرار دهید. ساختارها به خودکفایی و یا حد اقلِ خودکفایی بکشانید.
اگر این شاخص‌ها شکل گرفتند:
ـ آنگاه ثبات جای بحران را می‌گیرد.
ـ آنگاه تخصص جای «واسطه» را می‌گیرد.
ـ آنگاه خرد جای تعصب را می‌گیرد.
ـ آنگاه حساب‌دهی جای بی‌مسوولیتی را می‌گیرد.
ـ آنگاه اعتماد جای شک و تردید را پر می‌کند.
ـ آنگاه ساختارها کار می‌کنند و کادرها در این ساختارها سازگار می‌شوند.
ـ آنگاه با تغییر هر وزیری هیچ کارمند حرفه‌یی و مأمور اداری بی‌سرنوشت نمی‌شود.
ـ آنگاه لایحۀ وظایف وزرا از میان شاخص‌های تغییر ترتیب می‌شود.
ـ آنگاه با تغییر هر رییس‌جمهور، سیاست ملی و بین‌الملل وارونه نمی‌شود.
ـ آنگاه رییس جمهور نیز به سان سایر مأموران دولت زمان کافی برای کار و خانواده خود پیدا می‌کند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.