پایتخت آلوده و رسالت عالمانِ دینی در بهـارِ نو

محمداکرام اندیشمند/ یک شنبه 29 حوت 1395/

نوروز و فرهنگِ گرامی‌داشت از آن را برخی آدم‌ها حتا با نام و آدرس عالم دین از منبر مساجد به تازیانۀ نفرت و تکفیر می‌بندند و آن را مظهر شرک و گناه معرفی می‌کنند، درحالی‌که در برابرِ جنایات و گنهکاریِ فرقه‌های سربُر و انتحاری که خود را در درونِ مساجد و میان نمازگزاران منفجر می‌سازند و سرِ mandegar-3انسان‌ها را همچون حیوانات ذبح می‌کنند، ساکت می‌مانند و واکنشی نشان نمی‌دهند.
نوروز، سـرآغاز فصل بهار است؛ فصل تلاش و امید، فصل بیـداری و کار، فصل بذر و رویش، فصل پاکی و صفایی. با چنین ویژه‌گی‌هایِ نوروز و فصل نوروزی است که برخی از جوامع انسانی به گرامی‌داشت و استقبالِ این روز می‌روند و از آن به عنوان روز شادی و روز جشن تجلیل می‌کنند.
استقبال از نوروز و برپایی جشن نوروز در واقع، استقبال از تلاش و آرزو برای زنده‌گی است. وقتی انسان‌ها به پذیرایی نوروز و فصل نوروز می‌روند، در واقع تصمیم و آماده‌گیِ خود را برای کار و تأمین آرزوها در یک سالِ دیگر از حیاتِ خویش اعلان می‌کنند. استقبال و تجلیل از نوروز، ریشه در فرهنگ انسانی دارد که ممکن است عمر این گرامی‌داشت به آغاز عمر آدم‌ها در سیارۀ زمین برگردد، اما شاید نحوۀ تجلیل جوامع انسانی از نوروز در درازای زمان و در پهنای جغرافیای حیاتِ آدم‌ها به گونه‌های متفاوت نمود یافته باشد.
صرف نظر از اَشکال متفاوتِ تجلیل از نوروز در گذر زمان، جشن نوروز و گرامی‌داشت نوروز در زمان معاصر ما، نه مخالف و متعارض با اسلام و تعالیم اسلامی است و نه حکایت از آیین شرک و آتش‌پرستی دارد. برخلاف، جشن نوروز در نگاه عقلایی و منطقی با آموزه‌های اسـلامی که از تعالیم و معارف قرآن و سنت برمی‌خیزد، همسو و هماهنگ است. نوروز با ویژه‌گی‌های رویش و شگفتن در زمین، مظهر تبلورِ قدرت و عظمتِ خدواند است که در قرآن از آن به عنوان نشان و آیتِ این عظمت یاد می‌شود.
وقتی نوروز به عنوان روز پاکی و صفایی و به عنوان فصل بذر و بیـداری و فصل کار و آرزو شناخته می‌شود، توصیه و تأکیـدات بسیاری در آموزه‌ها و معارف اسلامی در عمل به آن ویژه‌گی‌ها قابل مشاهده است. پاکی و نظافت در حدیث پیامبر(ص) اجزای ایمان معرفی می‌شود و غرس نهال بر روی زمین از صدقات جاریه.
انس بن مالک (رض) روایت می‌کند که پیغمبر اسلام (ص)گفت: «ما مِن مُسلم یَغرِسُ غَرساً او یَزرعُ زَرعاً فیأکُلُ مِنه طیر او انسان او بهیمه الا کان لهُ بهِ صدقه»: “هر مسلمانی که درختی را غرس کند و یا نباتی بکارد که مورد استفادۀ انسـان یا حیوانی قرار گیرد، این برایش صدقه شمرده می‌شود.»
نهال‌نشانی که نماد فرهنگ نوروزی به خصوص در افغانستان است، به حدی مورد تأکیـد قرار می‌گیرد که در روایت دیگری از انس بن مالک، پیامبر اسلام(ص) فرمود: «ان قامت الساعه وفی یدأحدکم فسیله فان استطاع أن لا تقوم حتی یغرسها فلیغرسها»: “اگر قیامت برپا شد و در دستِ یکی از شما نهالی برای غرس کردن بود، قبل از برپایی قیامت آن نهال را غرس کنید.»
اما چرا عالمان دینی که پیغمبرش پاکی و صفایی را جزوِ ایمانِ آن دین می‌خواند و غرس نهال را صدقۀ جاریه، مردم را از منبرها به خصوص از منابر مساجد شهر کابل، به صفایی و پاکی و نهال‌نشانیِ این پایتخت ناپاک و آلوده فرا نمی‌خوانند و برخلاف، خشم و نفرتِ خود را بر سرِ جشن نوروز و فرهنگ تجلیل از نوروز فرو می‌ریزند؟
چرا شماری هرچند معدود در جامعۀ ما از فرهنگ تجلیلِ نوروز و جشن نوروزی به غیظ و وحشت می‌افتند، اما در برابر خشونت و کُشتار ددمنشانۀ طالب و داعش، سکوت و اغماض می‌کنند؟
چرا کسانی که در آستانۀ نوروز با این خشم و کینه به جانِ نوروز و تجلیل‌کننده‌گان از نوروز می‌افتند و آن‌ها را با تازیانۀ تکفیر و تفسـیق می‌زنند، جنایتِ کُشتار و انتحارِ طالبان و داعش را حرام و جُرم اعلان نمی‌کنند و آن‌ها را مشمول این آیۀ قرآن: “و من یَقتُل مومنا متعمدا فجزاءُ جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعدله عذاباً عظیما” (کسی که یک مسلمان را به عمد و قصد به قتل بساند، سزای او بودن جاوید و همیشه‌گی در جهنم است. این شخص مورد غضب و لعنت خداوند قرار دارد و برای او عذاب عظیم است) نمی‌سازند و بر مبنای این آیه مورد لعنت و نفرینِ خدا قرار نمی‌دهند؟
اگر واقعاً این‌همه فتوای حرام و مکروه تا سرحدِ تفسیق و تکفیرِ جشن نوروز از لحاظ اسلام و شرع اسلامی درست است، چرا این تبلیغ و موعظه هیچ‌گونه تأثیری‌ در جهتِ امتناع از تجلیل نوروز و جشن نورزو میان جامعۀ افغانستان و دولت افغانستان که همه مسلمان اند، ندارد؟ آیا گاهی واعظانِ نفرت از جشن نوروز، چنین پرسشی را با خود در میان گذاشته اند؟

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.