دروغ بزرگ باور بیشـتر می‌آورد!

احمد عمران/ سه شنبه 20 سرطان 1396/

آیا پس از شش‌ماه امنیتِ کابل به عنوان پایتختِ کشور که در ماه‌ها و سال‌های اخیر زخم‌های خونینی بر پیکرِ خود شاهد بوده، تأمین خواهد شد؟
بر اساسِ آن‌چه که رییس جمهوری می‌گوید، این آرزو برآوردنی است و او شش‌ماه از شهروندان کابل مهلت طلبیده که بتواند امنیتِ شهرشان را به‌صورتِ mandegar-3اساسی تأمین کند.
رییس جمهوری پس از آن‌که حوادثِ خونینی در شهر کابل اتفاق افتاد و منجر به واکنش‌های اعتراضیِ باشنده‌گان کابل و مناطق اطرافِ آن شد، ظاهراً تلاش‌هایی را برای قانع کردنِ معترضان و افکار عمومی آغاز کرده است. او در زمانی که فشارهای مردمی بر ارگ ریاست جمهوری فزونی گرفت و به حوادثی به‌شدت زیان‌بار به حال حاکمیت انجامید، اعلام کرد که با اقشار مختلفِ جامعه دیدارهایی را انجام خواهد داد و نظرات و پیشنهادهای آن را برای تأمین موثرِ امنیت جویا خواهد شد.
گویا این دیدارها در ارگ ریاست جمهوری صورت گرفته و حالا رییس جمهوری گام‌های آغازین را برای تدوین برنامۀ امنیتی که شش‌ماه را به گفتۀ او در برمی‌گیرد، آغاز کرده است. حالا جزییاتِ این طرح زیاد مشخص نیست، ولی وعدۀ رییس‌جمهوری بیشتر از آن‌که به یک قولِ جدی شباهت داشته باشد، به یک وعدۀ سیاسی و رسانه‌یی شبیه است.
فراموش نکنیم که آقای رییس جمهوری از این وعده‌ها در گذشته نیز به اندازۀ کافی بارِ مردم کرده است. او در زمان کمپین‌های انتخاباتی‌اش وعده‌های زیادی داد که به هیچ‌یک از آن‌ها تا هنوز حتا توجه نکرده است. یکی از این وعده‌ها، ایجاد یک میلیون شغل تازه برای مبارزه با بی‌کاری در افغانسـتان بود که ظاهراً خلافِ آن تا به حال انجام شده است. به جای این‌که آقای غنی شغل‌های تازه ایجاد کند و از لشکر بی‌کاران بکاهد، به دلیل سوءمدیریت هزاران خانواده را دچار بی‌کاری کرده است.
وقتی آمار بی‌کاری در افغانستان این‌همه سیر صعودی داشته باشد، آیا می‌توان مطمین بود که در چنین فضایی امنیت نیز تأمین خواهد شد؟ آیا رابطۀ دیگر پدیده‌ها با امنیت، در محراق توجه رییس‌جمهوری و مشاورانش بوده است؟
کارشناسان همواره از رابطۀ ارگانیک میان پدیده‌های مختلف سخن می‌گویند و باور دارند که اگر این روابط در نظر گرفته نشوند و یا به آن‌ها کم‌بها داده شود، ضریب موفقیت در آن عرصه اگر صفر نباشد، بالاتر از آن‌هم نخواهد بود. البته این‌جا تنها بحث بی‌کاری و امنیت نیست، بل بحث‌های کلان‌تری و از جمله این‌که دولت چقدر توانسته به اساسی‌ترین خواست و مطالباتِ جامعه در پیوند به تأمین عدالت و تساوی حقوق شهروندان اهتمام داشته باشد، مورد توجه است. نباید فریب فضای مجازی را خورد و با چند استاتوس که از سوی منابع بدون اعتبار در مورد موفقیت‌های “بی‌نظیر” رییس جمهوری در عرصۀ توسعۀ اقتصادی و سیاسی نشر می‌شود، قانع شد که آقای غنی افغانستان بدبختِ دیروزی را امروز وارد شاهراه توسعه و رشد کرده است.
آن‌چه که در پیوند به افتخارات رییس جمهوری در عرصه‌های مشخصِ اقتصادی و سیاسی این روزها در فضای مجازی از سوی چند کاربر گمنام تبلیغ می‌شود، نه تنها هیچ بنیاد واقعی و عینی ندارد، بل بیشتر یک کارزار تبلیغاتی برای لاپوشانی کردنِ خبط‌ها و اشتباه‌های سیاسی است که از جانب شخص رییس جمهوری و اطرافیانش صورت گرفته اند. تیم ارگ یک مسأله را به خوبی دریافته که اشتباه‌های خود را با “اعلانات بازرگانی” از راه رسانه‌ها پنهان کند.
زمانی هیتلر می گفت: “دروغ هر قدر بزرگ‌تر باشد، مردم زودتر آن را باور می‌کنند”. حالا هم برای این‌که تیم ارگ اشتباه‌های خود را از نظرها پنهان سازد، به گفتن دروغ‌های بزرگ از طریق رسـانه‌ها آغاز کرده و برخی حقوق‌بگیرانِ خوش‌خیال نیز به ساده‌گی آن‌ها را تبلیغ می‌کنند و حتا منتقدان و آنانی را که نمی‌خواهند نان به نرخ روز بخورند را به “روانی بودن” متهم می‌کنند.
وا اسفا! این‌گونه نیست که اگر قدم درست و اساسی در جهت بهتر شدنِ وضعیت از سوی دولت و یا هر نهاد دیگری برداشته شود، کسی آن را نبیند و از آن تمجید نکند. مردم این‌قدر هم ناسپاس و بی‌مروت نیستند، ولی شعور مردم را هم دست‌کم نگیریم که دروغ و بلوف زدن را از واقعیت تمیز و تشخیص می‌دهند. ای کاش که حداقل امنیتِ کابل آن‌گونه که رییس جمهوری وعده داده، در ظرف شش ماه و یا حتا یک سال آینده به گونۀ مطمین تأمین شود. کیست که از این خبر ناراحت شود، به جز عده‌یی که ممکن است منافع خود را در ناامنی‌ها ببینند و متأسفانه اکثریت این‌گونه افراد و گروه‌ها بیشتر از حمایت ارگ برخوردارند؟ و یا کیست که از دسـتاوردهای دولتش در عرصه‌های اقتصادی و سیاسی به خود نبالد به شرط این‌که این دستاوردها واقعی و درست باشند؟
رییس جمهوری می‌گوید که برنامه‌های او برای افغانستان برای پنج نسل آینده است و به همین دلیل حالا بر او خُرده نگیرند و مانع اقدام‌های او نشوند و یا به آن‌ها به دیدۀ شک ننگرند. خوب است، ای کاش که پنج نسل آینده در افغانستان بهتر از نسل فعلی و نسل‌های پیش از آن زنده‌گی کنند! کیست که از چنین خبری خوشحال نشود، به این شرط که برای این خوش‌خیالی نشانه‌هایی در عملکرد فعلی ارگ و رییس‌جمهوری وجود داشته باشد؟
می‌گویند سال خوب از بهارش پیـداست، آیا می‌شود که از بهاری خونین، پُر از بی‌عدالتی، جفا، بی‌مهری، تفرقه‌افکنی و هزاران بدبختیِ دیگر سالی پُربار و حاصل‌خیز را انتظار داشت؟

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.