تفـاوتِ مبـارزه با فسـاد در ایـران و افغـانستان

سه شنبه 27 سرطان 1396/

خبری که به‌تازه‌گی در رسانه‌های جهان و ایران به‌کرات نشر شده، این است که حسین فریدون؛ برادر، رییس دفتر و دستیارِ وِیژۀ حسن روحانی، رییس‌جمهوری اسلامی ایران، به جُرم فسادهای کلانِ مالی به زندان فرستاده شده است. این خبر برای همه در ایران و افغانستان و حتا جهـان، خبری استثنایی بود. شاید کمتر سراغ داشته باشیم که در کشوری، برادر رییس‌جمهورش که در عین حال از افراد رده‌بالایِ حکومت باشد، توسط دستگاه قضایی به اتهام فساد بازداشت گردد. این خبر برای افغانستان که اصلاً بحثِ فساد و خویش‌خوری‌ در آن به یک عادت تبدیل شده و مبارزه با فساد فقط با رویکردهای سیاسی، سلیقه‌یی، شعاری و خاک به چشمِ مردم زدن اعمال می‌شود، بسیار جالب و هیجان‌آور است.
در ایرانی ‌که انتقادهای فراوانی به نحوۀ دولت‌داری‌اش از جانبِ بسیاری‌ها در افغانستان و جهان مطرح می‌شود، برادر رییس‌جمهوری‌اش که رییس دفترِ او نیز است، از حکمِ دادگاه مبرا نیست و ناگزیر به زندان می‌رود. این نشان می‌دهد که مبارزه با فساد می‌تواند در آن کشور به نتیجۀ مطلوب برسد. اما در افغانستانی که ظاهراً به دمکراسی مجهز است و هر روز هم شعار مبارزه با فساد در آن بلند است، هیچ خبری از محاکمۀ دانه‌درشت‌های فساد وجود ندارد. قوۀ قضاییۀ ایران، برادر رییس‌جمهوری را به زندان می‌برد، اما در افغانستان برادر رییس‌جمهوری چه که حتا افرادی که فقط با او رابطۀ دوستی دارند، از تیغِ عدالت و قضا معافیت یافته‌اند و با وجود اعتراض‌های جهانی دربارۀ فسادِ گسترده در افغانستان، هیچ پرونده‌یی علیه مفسدانِ عالی‌رتبه در نظام گشوده نمی‌شود.
رییس‌جمهوری افغانستان در کنار آن‌که همۀ اقتدار اقتصادی، سیاسی و نظامی را به خود گره زده است، افرادی را در دور و برِ خویش جمع کرده که آوازۀ فسادشان شهرۀ عام و خاص است. آقای غنی هرگز هیچ‌یک از هم‌تیمی‌هایِ خود را به سارنوالی معرفی نکرده تا دست‌کم نشان دهد که به آن‌چه که در مبارزه با فساد شعار داده است، باور دارد.
حقیقت این است که آقای غنی اصلاً ارادۀ لازم برای مبارزه با فساد را ندارد، از این‌رو فساد در دولت وحدتِ ملی کاهش نه، بلکه افزایش نیز می‌یابد. امروزه مردم جدا از این‌که می‌بینند چگونه مقاماتِ دولتی و کارمندانِ به‌ظاهر متخصص و نکتایی به گردن توانسته‌اند کمک‌های بین‌المللی را غارت کنند و چگونه دیگرمسوولانِ دولتی توانسته‌اند خودشان را به سرمایه‌دارهای بی‌بدیل در کشور مبدل سازند، این سوال را نیز مطرح می‌سازند که چرا هیچ‌یک از آنان مورد مواخذه و پیگرد قرار نمی‌گیرند.
حتا منتقدان دربارۀ رویکرد آقای غنی در حکومت‌داری می‌گویند که کمیتۀ تدارکاتی‌یی که رییس‌جمهوری ایجاد کرده است، پله‌های فساد را بلندتر ساخته است و یا هم قراردادی‌ها به مسوولانِ حکومتی و یا اعضای خانواده و دوستانِ آن‌ها واگذار می‌شود. با این‌همه، معدود کسانی که به بهانۀ فساد به زندان رفته‌اند، بیشتر به دلایلِ سیاسی به دام افتاده‌اند، نه به انگیزۀ محو فساد. خوب است آقای غنی هر روز به‌جای این‌که بگوید فساد در رده‌های بالایی وجود ندارد و فقط در سطوح پایین وجود دارد، نیم‌نگاهی به سمتِ خود و اطرافیانش بیندازد تا ببنید که فساد چگونه، در کجاها و با چه میزان رسوایی وجود دارد!
برای مبارزه با فساد، ارادۀ راسخ و صادق در رئوسِ نظام لازم است. این‌که در ایران برادر رییس‌جمهوری به اتهامِ فساد به زندان فرستاده می‌شود، نشان‌دهندۀ استقلالِ قوۀ قضاییه و جدیت در امر مبارزه با فساد در سطوح عالی است. اما در افغانستان تا کنون چیزی به نامِ استقلالِ قوۀ قضاییه را در عمل شاهد نبوده‌ایم. دادگاه عالی و اعضای شورای عالی آن، همواره بازیچۀ دستِ رییس‌جمهور بوده‌اند و آقای کرزی در گذشته و اکنون آقای غنی، از این نهاد در بازی‌های تیمی و سیاسی‌‌ سود جسته و می‌جویند. بنابراین تا زمانی‌که ساختار متمرکزِ قدرت تغییر نیابد و تفکیکِ قوا و مردم‌سالاری شکلِ حقیقی به خود نگیرد، فساد در همۀ سطوحِ دولت و جامعه ساری و جاری خواهد ماند!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.