به‌راستی کرزی “امریکا ستیز” است؟

دوشنبه 30 حوت 1395/

در این روزها بار دیگر حامد کرزی امریکا ستیز شده است. بازتاب سخنان امریکا ستیزانۀ او، در صفحه فیسبوکش با واکنش منفی مردم مواجه شده است و هوادارنی اندکی آن را تایید کرده اند. یک بارِ دیگر سیاستِ امریکاستیزانۀ کرزی نشان داد و تأیید کرد که جناب رییس‌جمهور پیشین، ستیزه با mandegar-3ولی‌نعمتش ایالات متحده را، یگانه راه جبرانِ اشتباهاتش پنداشته و ادامۀ آن را نیز تنـها راهِ برگشتِ محبوبیتِ از دست رفته‌اش تصور می‌کند. اما مردم حالا عمق این سیاست‌ها را درک کرده‌اند و اظهارات رییس جمهور پیشین را در برابر امریکا جدی نمی‌گیرند. هرچه که آقای کرزی بگوید که امریکایی‌ها همواره علیه او بوده اند و دولت ایالات متحده، هرگز به تأکیدهای او پیرامون رفتار خشونت‌آمیز با غیرنظامیانِ افغانستانی گوش نداده اند، یک بحث جداست اما در این که حامدکرزی نفر اصلی امریکایی بوده است و به حمایت آنان به منصب بزرگ ریاست جمهوری رسیده است و همین اکنون هم مانع شکل‌گیری یک جریان ضد امریکایی شده است، بحثی است که همیشه در میان مردم مطرح بوده است.
کرزی درگذشته گفته بود که سرمایه‌گذاری‌های ایالات متحده در افغانستان سبب گسترش ناامنی، فساد و دزدی شده است؛ ایالات متحده حتا سبب خروجِ سرمایه از افغانستان گردیده و افزون بر آن، همواره علیه مردم افغانستان جنگ‌های روانی به‌راه انداخته‌ است. اما حالا این را اضافه کرده است که امریکا باید شکست در برابر طالبان را بپذیرد و افغانستان را ترک کند. این سخن آقای کرزی بازهم سوال های بیشماری را به او حواله می‌کند که سود سرمایه گذاری امریکا را چه کسی برده است و چه کسی زندانیان طالبان را از زندان‌ها رها کرده و به آن پلنگان تیز دندان مرحمت نموده و سبب تقویت شان شده است.
کرزی که از گذشته در مورد امضای پیمان امنیتی مخالفت کرده بود خود بر بنیاد توفق امریکا به قدرت رسیده بود. اگر کرزی روی توافق نامه استراتیژیک امریکا انتقاد دارد و باور دارد که بنا بر تجربۀ تاریخی، قراردادهایی از این‌ نوع، برای مردم افغانستان خطرناک تمام شده، چرا در مورد آن قرار دادی که به ریاست جمهوری او منجر شد و امریکایی ها آن را شکل داده بودند چیزی نگفته است.
ایراد سخنانی از این دست، آشکارا موضع ضد امریکاییِ کرزی را در حالی می‌نمایاند که مردم اصلا به سخنان او اعتماد ندارند و او را مسبب مشکلان کلان در کشور و باعث برخی تباهی‌هایی میدانند که با رهایی زندانیان طالبان از زندان به امر او توسط آنان شکل گرفته است.
از طرف دیگر مردم می‌گویند که موضع‌گیری‌های امریکا ستیزانه کرزی، نه برای منافع مردم، بل بر محور سود شخصی صورت می‌گیرد و نیز زمانی به میان آمده و این امریکایی ستیزی از ماه‌های پایانی حکومت او آغاز شده بود. کرزی که وظیفه خودش را در مسیر اهداف امریکایی‌ها قلم داد می‌کرد و باری در کنفرانس مشترک خبری با احمدی نژاد آن را به زبان رانده بود چگونه می‌تواند به خاطر وطن ضد امریکایی شود.
روشن است که رییس جمهور کرزی هدفِ دیگری را در این امیکایی ستیزی دنبال می‌کند. او همواره با طالبان تماس‌های مخفیانه داشته است و فکر می کند که با مرگ ملا عمر و کشته شدن محسود می تواند رد پایی در میان گروه های طالبان بیابد و از یان طریق بتواند شامل برخی بازی‌های سودآور در بازی‌های استخباراتی منطقه شود. او در عین حال سعی می کند که با مخالف بودن در برابر امریکا از شکل گیری یک جریان سیاسی ضد امریکایی جلوگیری کند و این جایگاه را در یک بازی دو طرف قبض سازد و کاری هم به پیش نبرد و فقط با احساسات مردم بازی کنند. امریکایی‌ها خود بر این امر واقف اند و به همین دلیل حرف های کرزی را هیچ گاهی جدی نگرفته اند. اما برخی کشور های منطقه گول این بازی را خورده و روی کرزی به عنوان مهره ضد امریکایی سرمایه گذاری کرده اند.
امروز مردم افغانستان میدانند که گسترش فساد، محصول ادارۀ ناتوان و فاسد شخصِ آقای کرزی است، نیز رشد طالبان هم حاصل دیگر دوران حکومت اوست. بنابرین می بینیم که او برای افغانستان در یک فرصت طلایی که همه جیز به نفع بود به دلیل بازی‌های قومی و تباری و خانواه‌گی و استخباراتی، مضر تمام شده است. بحث خروج امریکایی ها از افغانستان اگر از بان هر کسی بیرون شود، شاید برای امریکایی ها و مردم افغانستان یک بحث جدی پنداشته شود اما وقتی آقای کرزی این سخن را به زبان براند فقط به مصرف کردن این اندیشه و فکر منجر می‌شود و بس. به هر صورت این که سیاست مداران افغنستان چه نگاهی نسبت به سیاست دارند، اما مسلماً زیان بیشترِ این نوع سیاست های مقطعی و استخباراتی و راه گم کننده را مردم افغانستان می بینند. امروزه واکنش های مردم در صفحه فیسبوک آقای کرزی نشان می دهد که او نقطه مقابل باورهای مردم افغانستان شده است و مردم می‌دانند که کی در این سرزمین چه می‌کند.

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    کرزی خوا هان تغییر در سیاست خارجی شده است. وی در تلویزیون آریانای بیات مصاحبه مفصلی کرده است .

    یک نکته مشترک بین بیات و کرزی وجود دارد هر دو از مدافعان طالب بودند. بیات مصارف نماینگی حکیم مجاهد نماینده طالبان در نیو یارک را میپرداخت و کرزی دران زمان برای شناخت طالبان کمپاین میکرد. چرا کرزی این برادر نازدانه بوش در ۱۴ سال خاموش بود ؟؟؟

    کرزی باید در باره روابط خود با پوتین و سازمان مخفی وارث کا جی بی معلومات دهد و این که چگونه بعد ازین مسافرت کرزی- سپنتا به بیجنگ- مسکو سیاست این دو کشور متمایل به طالب شد.

    این حکومت وحدت ملی ” حکومت خصی ” می باشد ورنه باید کرزی ” بانی فاشیسم نوین در افغانستان ” زیر نام فعالیت و اظهارات ضد منافع ملی افغانستان مورد تعقیب عدلی قرار میگرفت. کرزی-سپنتا در مسافرت شان به مسکر و بیجنگ چه گفتند ؟ اظهارات شان در باره افغانستان و منافع ملی کشور ما در تقابل قرار دارد.

    باید کرزی در باره پول هایی که بصورت مخفی از ایران در زمان ریاست خود می گرفت و از طریق بودجه ملی وارد عواید دولت نمیشد پاسخ گوید. آن پول ها را چه کرده و مشاور امنیت ملی وی سپنتا مشترکن این پول را چگونه مصرف کرده اند.

    در باره آزاد ساختن تروریست ها وسوأ استفاده خانواده اش از موقف وی برای غنای شخصی تحقیق صورت گیرد. به وی طی اعلامیه یی خاطر نشان گردد که تا زمان تصفیه اتهامات وارده از تبصره های جنون آمیز جدن خود داری کند.

    دولت باید اسناد عده یی از خیانت های وی را نشر کند. به ویژه بخش اجرائیه که حال دسترسی به اسناد دولتی دارند این اسناد را غیر مستقیم به رسانه ها ” لیک ” فاش کند. خاموشی در برابر این نالایق و کودن و میدان دادن به اظهارات جفنگ گونه وی نیز خیانت به وطن می باشد.